دوشنبه، اردیبهشت ۱۰، ۱۳۸۶

تکرار


قهوه، نوشابه، باز هم قهوه و در نهایت یک زندگیه همیشه زمستانی.

۲۲ نظر:

شهرام گفت...

سلام پیمان

چه خبر احوالا؟ خیلی وقته ازت خبر ندارم. کار و بار چطوره؟ با کارت راحتی؟

یه چیزی بنویس بفهمیم اوضاعت روبراهه یا نه.
سلام برسون به عاطفه

mehdi گفت...

اینجا اقلا یک نفر بود که نوبتش باشه بستنی بخره

افسانه گفت...

سلام
من دو تا پست پایین تر چند تا سوال ازتون کردم. نمی خواید جواب بدید یا اطلاعات کافی ندارین، حداقل بگین که آدم منتظر نمونه!

ناشناس گفت...

عکسا دیده نمی شن

nazanin mehra گفت...

سلام پیمان
به نظرم این برخورد تو خیلی غیرواقعی است!
تو یه جوری حرف زدی برای دیگران که انگار ایران جزیره ای است در مریخ و آن ها اطلاع ندارند و خنده دار این که این پایین عکسی را می ذاری از رسانه های خودشان!!!!
من فکر می کنم این افتخارهای آبکی را باید دور انداخت و واقعیت را پذیرفت که ما در ایران با قوانین 1400 سال قبل زندگی می کنیم اما مردم نمی خواهند و این تضاد درست می کند.
چرا از مقاومت مردم نگوییم ؟
ببینید اگر مبارزه مردم ایران نبود زنان ایران باید بالباس پنجره دار بیرون می رفتند مثل افغانستان !
من هم در آلمان زندگی می کنم. همیشه از شرایط عقب مانده و قوانین قرون وسطایی ایران می گویم ولی فراموش نمی کنم که جنگیدن مردم را هم بگویم !
اتفاقا مردم در تنش های اجتماعی بیشتر رشد می کنند و من این را می بینم.
ببین پیمان جان ، این بهروز چقدر انسان فرهیخته ای است ؟
و کامنت محمد خیلی خوب بود، آفرین محمد !

پیمان گفت...

به افسانه:
جواب شما رو توی همون پست گذاشتم.
ممنون می شم اگه سوال داشتید به من ایمیل بزنید.
با عرض معذرت از تاخیر در جواب

Hirodiya گفت...

salam
zendegiye man!rooz maregi haye manam hamintoreh:ghahveh,chay,ghahveh,chay,fekr,dars,ghahveh,chay,ghahveh,chay,fekr , dars,ghahveh,chay ,ghahveh,chay..

ناشناس گفت...

در غربت یاد حسین غبار غم را از دلها می برد. در وبلاگ عاشوراییان شرکت کنید.

ناشناس گفت...

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

ناشناس گفت...

عکس دیده نمیشه

Hirodiya گفت...

salam Peyman
weblogam be rooz shod!

ناشناس گفت...

aksa dorost shodan. merci

ناشناس گفت...

I don't know where you are working but looking at your computer and desk, your boss really needs to up grade his work stations.

omran گفت...

سلام پیمان
وبلاگت را خواندم همه اش را
من هم دارم میرم از ایران میخواستم قبل از رفتن چند تا وبلاگ مهاجرین را بخوانم ببینم اوضاع چه جوریه
پشیمان شدن از رفتن یا دارن حال میکنن
البته من دارم میرم آمریکا و نه کانادا
هیچ وبلاگ نویسی در امریکا پیدا نکردم
شاید تکنولوژی هنوز نرسیده به آنجا
موفق باشی

فخری گفت...

سلام همکار قدیمی خوبی؟خوشی؟ اهل و عیال خوبن :D
والا این عکس ما رو به یاد تقریبا یه سال پیش میز قبلی شما انداخت یادمون افتاد روزا چه زود میگذرن.
امیدوارم همه چی روبراه باشه
از این عاطفه که خیری نمیرسه شما یه چند تا عکس بفرست دق کردیم

med گفت...

حالا چرا زندگی زمستانی؟ آقا شما که بازم پینگ نمیکنی، من فکر کردم آپ نکردی، اومدم دیدم 3-4 تا پست گذاشتی. ما رو از خوندنش محروم نکن لطفآ.

Hirodiya گفت...

salam
halet khoobeh?
be rooz nemishi?
hame chiz khoob pish mire aya?

ناشناس گفت...

همیشه یک پای قضیه لنگه
اينجا شكارچی داره ولی اونجا که شکارچی نداره مرغ نداره

yoota گفت...

still nothing..

Hirodiya گفت...

salam bar Peyman
weblogam be rooz shod!

ناشناس گفت...

انگار صاحب وبلاگ یخ زده برای شادی روح مرحومه چایی بخورید!

Amir گفت...

دوست عزیز
ممنون از وبلاگ خوبت که راهنمای افرادی است که با هزاران نگرانی پا در راه مهاجرت گذاشته اند.
من تمام وبلاگ شما را خواندم اما در خصوص مساله مصاحبه سوریه که در پروسه مهاجرت کانادا - به ویژه کبک و زبان فرانسه مصاحبه چیز ی ندیدم لطفا اگه می شه یک بخش را به روز مصاحبه -شرایط-پوشش-نمونه سوالات و مدت ماندن در سوریه برای مصاحبه و غیره توضیحاتی بدهید
با سپاس
امیر