به خاطر مشکلات شخصی که توی این چند وقت اخیر داشتم و دارم، تصمیم گرفتم که نوشتن این وبلاگ رو پایان بدم.
سهشنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۸
شنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۸
انسانی یا اسلامی؟
بالاخره پس از زور زدن ها و فشار آوردن های فراوان، ریشه همه مشکلات پیدا شد:
علوم انسانی!
و راه حل: جایگزین کردن علوم انسانی با علوم اسلامی، یا میشه گفت:
انسانی با اسلامی.
نوشته شده توسط: پیمان 3 نظر
شنبه، مرداد ۱۷، ۱۳۸۸
دزد رأی
مردم می پرسن: رأی ما کجاست؟
نوشته شده توسط: پیمان 7 نظر
دوشنبه، مرداد ۱۲، ۱۳۸۸
آخرین پرده های نمایش
آخرین پرده های نمایش انتخابات جمهوری اسلامی فردا و چهارشنبه برگزار خواهد شد.
نوشته شده توسط: پیمان 4 نظر
شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۸
وضعیت شکننده
بعد از این مدتی که از اعتراضات مردمی و وقایع اخیر می گذره، تا حدود زیادی پشت پرده بازی های سیاسی ایران مشخص تر شده. شاید به جرات بشه گفت که ادامه این وضعیت می تونه باعث بر ملا شدن تعداد بیشتری از دست های پشت پرده باشه.
نوشته شده توسط: پیمان 4 نظر
یکشنبه، تیر ۰۷، ۱۳۸۸
دو هفته گذشت...
دیروز به یکی از همکارام می گم: بعد از مرگ مایکل جکسون، روزنامه ها و رسانه ها یه تیتر جدید به جای ایران پیدا کردن و دیگه در گیری های ایران خبر اول نیست.
نوشته شده توسط: پیمان 5 نظر
سهشنبه، تیر ۰۲، ۱۳۸۸
بیگانگان
نوشته شده توسط: پیمان 4 نظر
دوشنبه، تیر ۰۱، ۱۳۸۸
ندا
نوشته شده توسط: پیمان 3 نظر
راه پیمایی در مونترال
امروز در مونترال، همه آمده بودند. همه دل شکسته و سیاه پوش بودند. همه خواهران و برادران خود را از دست داده بودند.
نوشته شده توسط: پیمان 0 نظر
یکشنبه، خرداد ۳۱، ۱۳۸۸
همدردی با مردم ایران
امشب، مونترال توی میدان دورچستر (ِِِDorchester)، ایرانی های زیادی اومده بودند که با مردم ایران و با کشته شدگان راه آزادی همدردی کنند. ده ها ایرانی شمع در دست و بغض در گلو از دیدن وقایع ایران. دور بودن از ایران و این که کاری از دست مون بر نمیاد، حس بدی به آدم می ده. تنها کاری که می تونیم انجام بدیم اینه که وقایع ایران رو تا جایی که می تونیم اینجا انعکاس بدیم و همه دنیا رو در جریان ظلم و جنایت علیه مردم ایران قرار بدیم.
نوشته شده توسط: پیمان 0 نظر
شنبه، خرداد ۳۰، ۱۳۸۸
شگفتی
این چند روز تمام وقت من به پی گیری حوادث ایران می گذره. اصلا این حرکت جسوروانه و این شجاعت مردم ایران رو هیچ کسی حتی بدبین ترین افراد دور و ور خامنه ای و احمدی نژاد که قصد وارونه جلوه دادن رای مردم ایران رو داشنتد هم پیش بینی نمی کردند.
نوشته شده توسط: پیمان 2 نظر
جمعه، خرداد ۲۹، ۱۳۸۸
حکایت آن پادشاه که گوزیدن را ممنوع کرد
در گذشته های دور پادشاهی بیگانه بر سرزمین مادری مسلط شد. او بد خواه و در عین حال زیرک بود. و وزیری داشت از خودش بسی بد خواه تر و زیرک تر. به او امر کرد که راهی بیاب تا بر روح و جان این مردمان مسلط شوم بدون آنکه بفهمند و اعتراضی بکنند. وزیر تفکری کرد و طوماری بنبشت و به جارچیان داد تا در سراسر شهرها و دیهات ها بخوانند. قوانین جدید اعتقاد به دین قدیم و سواد آموزی را غیر قانونی اعلام کرد. و مالیاتها را به سه برابر افزایش داد. شب زفاف عروس از آن شاه بود و ارزش جان مردمان به اندازه چهارپایان کشور همسایه که موطن اصلی شاه بود اعلام شد. هر گونه اعتراض و مخالفت با این قوانین مجازات مرگ داشت و در نهایت طبق این قوانین گوزیدن و چسیدن هم ممنوع اعلام شد.
پادشاه گفت: ای وزیر این همه فشار آنان را به شورش وا خواهد داشت و مگر قرار نبود انقلاب مخملی کنیم؟ وزیر گفت: نگران نباشید اعلیحضرت. به بند گوزیدن دقت نفرمودید. همان سوپاپ اطمینانیست که انرژی اعتراضشان را خالی کنند.
و چنین شد که وزیر گفت. مردم لب به اعتراض گشودند که این ظلمی آشکار است. این طبیعی است که پادشاه بخواهد مردم را به دین خودش در آورد و یا سواد خواندن آنان را بگیرد. همچنین افزایش مالیات همیشه مطلوب شاهان بوده و مالکیت در شب زفاف هم رسمی قدیمیست. و بی ارزش بودن جان ما در مقابل جان مردمان همسایه هم از وطن پرستی شاه است اما دیگر منع چسیدن و گوزیدن خیلی زور است. و تازه مگر پادشاه می تواند در تمام مستراح های این سرزمین نگهبان بگمارد. آنان که باسواد تر بودند داد سخن دادند که تازه جانم خالی نمودن باد روده برای سلامت مفید است و هیچ قبحی در آن نیست. و اینان متحجرانی بیش نیستند که سرشان را در تنبان خلایق فرو می کنند. با کلی کیف به خاطر این تفسیر علمی و کلمه متحجر سر تکان می دادند و خودشان را روشنفکر می نامیدند. وگفتند تازه مگر خود شاه نمی گوزد. جک های بسیاری ساختند در مورد شاه که از فرط نگوزیدن ترکیده, یا برای کنترل بر روده اش چوب پنبه به ماتحتش فرو کرده, یا مثل سگ بو کشان دماغش را به سوراخ کون مردم می چسباند واینها را برای هم اس ام اس کردند و کلی خندیدند.نگهبانان حکومت در سراسر سرزمین پخش شدند تا اجرای قوانین را تضمین کنند. هر از چند گاهی بی خبر به مستراح ها یورش می بردند و افراد گوزو را دستگیر می کردند و به منکرات می بردند. اما مردم همچنان به چسیدن و گوزیدن در خفا ادامه می دادند و این صداهای بویناک روده شان را اعتراضی عظیم به حکومت می دانستند. مردم به صحراها می رفتند و می گوزیدند. در کوچه های شهر نگاهی به این ور و آنور می انداختند و پیفی می دادند. حتی مهمانی های زیر زمینی می گرفتند لوبیا می خوردند و گروپ گوز راه می نداختند. بعد از مدتی دیگر کسی آن ماجرای منع سواد و دین اجباری و کاپیتولاسیون و عروس دزدی و مالیات را به خاطر نیاورد و همگان سعی کردند از این آخرین حق بدیهی خوشان دفاع کنند. و در همین احوال پادشاه و وزیرش در قصر قهقهه سر می دادند که چه زیرکانه مردمان را در بخارات اسیدی خودشان غرق کرده و همگان را گوزو.
کپی شده از اینترنت
نوشته شده توسط: پیمان 3 نظر
یکشنبه، خرداد ۲۴، ۱۳۸۸
هزینه از مردم
اتفاقات دیروز و صحنه های برخورد پلیس با مردمی که برای احقاق حقشون به خیابون ها اومده بودن واقعا متاثر کننده بود.
جناح رهبری این بار دیگه قصد تهاجم شدید رو داره. به نظر من واسشون این درگیری های خیابونی می تونه حتی یه امتیاز مثبت هم باشه، البته به شرطی که از کنترلشون خارج نشه. به همین بهانه تهاجم به جناح مقابل شروع شده و در ابتدا هم همون جور که معلوم بود از قسمت های پایین هرم یعنی از جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین و همین طور دفتر تحکیم وحدت که این آخری همیشه در معرض حمله بوده، شروع شده.
نمیشه پیش بینی کرد که این دستگیری ها و حملات به جناح مقابل تا کجا پیش میره، ولی حدس من اینه که حتی اگه کار به جاهای بالاتر نکشه، ولی با خارج کردن خیلی ها از دایره خودی عملا به اون هدفی که دارند و اون هم یکدست کردن کامل حکومت هست، خواهند رسید.
از اون طرف هم جناح مقابل به زودی سر از سازش در میاره و نیروهای اون ها به حالت تدافعی فرو خواهند رفت. این تاکتیک می تونه جلوی تلافات بیشتر اون ها رو بگیره، ولی به طور واضح این جناح بیش از پیش ضعیف و دورتر از مرکز قدرت خواهد شد.
ولی از همه این ها جالب تر واسه من استفاده از مردم برای موندن در دایره قدرت، توسط جناح به اصطلاح اصلاح طلبه. این که علنا از مردم می خوان که به خیابون ها بیاند و اعتراض کنند، اون هم از کسانی این حرف ها زده میشه که باورش سخته که به این نتیجه رسیده باشند که باید به متن جامعه و نقش مردم اهمیت داد. به طور واضح تر منظورم اون ویدیوی هست که زن رفسنجانی از مردم می خواد که بریزن توی خیابون ها، که البته همین حرف رو موسوی و دیگران هم تکرار می کنند.
شاید به نوعی با این کار می خوان یه جوری به جناح مقابل قدرت نمایی کنند، البته اون هم با هزینه مردم. مردمی که از وضع خسته شده اند و حرفهایی که بوی آزادی داره ، اون ها رو سر مست می کنه.
نباید و نمیشه فراموش کرد که چطور دوره رفسنجانی، مخالف های رژیم کشته می شدند، حتی کسانی که خارج از ایران بودند و یا وقتی که دوره خاتمی با دانشجویان به اون صورت وحشیانه برخورد شد، جناب خاتمی ترجیح داد که برای منافع نظام سکوت کنه. و شاید بزرگترین اشتباه وقتی رخ داد که با وجود تقلبات بیشمار در انتخابات قبل، خاتمی باز هم برای حفظ منافع نظام سکوت کرد و قرار رو بر این گذاشت که بعد ها حقایق رو با مردم در میان بگذاره، که البته این اتفاق هیچ وقت نیفتاد.
برای من باورش سخته که این بازی، بازی قدرت نباشه و بازی دموکراسی خواهی باشه و از همه متاثر کننده تر هزینه ای هست که مردم ایران باید برای این نبرد قدرت بین جناح ها بدهند.
نوشته شده توسط: پیمان 5 نظر
شنبه، خرداد ۲۳، ۱۳۸۸
چه خواهد شد؟
یک سری در گیری توی تهران و شهرهای دیگه ایران اتفاق افتاده که به شدت برخورد خواهد شد. و بعد از هم این نوع حرکات به یک عنوان یه سری آشوب ها توسط اوباش نام برده میشه. یک عده رو هم دستگیر می کنند و به زندان های طولانی محکوم خواهند کرد، ترس من از اعدام دستگیرشدگان هست.
نوشته شده توسط: پیمان 1 نظر